مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

زندگينامهء بابا ركن الدين شيرازى 28

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

در صيغهء جمع كلمهء « شاطر » ضبط كرده‌اند . شاطر در اصل لغت بمعنى كسى است كه از خباثت طبع همراهان و اهل خود را خسته و در رنج مىدارد و نيز بمعنى كسى است كه داراى هوش و دهاء و گر بزى باشد ، بمعنى چست و چالاك و چابك و زرنگ نيز ضبط شده است . اما كلمهء شاطر در عرف ادب فارسى مخصوصا از قرن هفتم به اين طرف معنى خاصى به خود گرفته است كه بيشتر در مورد مدح و ستايش استعمال مىشود مانند « يار شاطر نه بار خاطر » ؛ يعنى مفهوم خباثت و گربزى كه در لغات عربى ضبط كرده‌اند در عرف فارسى ازين كلمه سلب شده و مفهوم هوشيارى و چست و چابكى آن باقى مانده است ؛ پس كلمهء « شاطر » در فارسى بمعنى رند چالاك هوشيار و چست و چابك و قلندر بىباك است ؛ و در مورد « يار شاطر » بمعنى كسى است كه جلد و چابك در امور دوستان و حاجتمندان پايمردى و كارسازى داشته باشد . و شطار در اصطلاح اهل طريقت بمعنى جماعت رندان چست و و چالاك و زرنگ و هوشيار است كه زود به مقصد مىرسند و از همراهان خود پيش مىافتند ؛ و همهء اين معانى در مورد فرقهء خاندان عشقيه و سلسلهء طيفوريهء بايزيديه كه مذهب و طريقهء آنها عشق است و با مركب عشق زودتر از زهد و عبادت و رياضت به مقصد خود و اصل مىشوند صادق است . سير عارف هردمى تا پيشگاه * سير زاهد هر مهى يك روزه راه وانگهى شطار بر وزن عطار و عصار يعنى بفتح اول و تشديد حرف ثانى اصلا در لغت عربى ضبط نشده است و شايد از مستحدثات فارسى زبانان باشد .